انتشار : 1401/03/05 بازدید : 315

آبله میمون و نکاتی که دامپزشکان باید راجع به آن بدانند

آبله میمون انسانی یک بیماری مشترک ویروسی نادر است که بومی مرکز و غرب آفریقا است که اخیراً در ایالات متحده و چند کشور دیگر هم گزارش شده است.

تعریف بیماری:

آبله میمون انسانی یک بیماری مشترک ویروسی نادر است که بومی مرکز و غرب آفریقا است که اخیراً در ایالات متحده و چند کشور دیگر هم گزارش شده است. ویروس ایجاد کننده این بیماری یک ویروس DNA دار دو رشته‌ای پوشش دار متعلق به جنس Orthopoxvirus از خانواده Poxviridae  است که شامل ویروس‌های آبله شتر، آبله گاوی، واکسینیا و واریولا می‌باشد. این ویروس از زمان ریشه‌کنی آبله (که توسط سازمان جهانی بهداشت در سال 1980 تایید شد) مهم‌ترین ویروس ارتوپاکس است که بر جمعیت‌های انسانی تأثیر می‌گذارد. شناخت بالینی، تشخیص و پیشگیری از آن هنوز در مناطق بومی آفریقا که در آن آبله میمون یافت می‌شود، چالش برانگیز است. آبله میمون برای اولین بار در سال 1970 به عنوان یک بیماری انسانی در یک کودک 9 ماهه اهل زئیر گزارش شد.

انتقال:

آبله میمون می‌تواند طیف وسیعی از گونه‌های پستانداران را آلوده کند. میزان گردش ویروس در جمعیت‌های حیوانی و گونه‌هایی که ممکن است ویروس را در خود جای دهند، کاملاً شناخته شده نیست؛ گرچه شواهد نشان می‌دهد که جوندگان به عنوان یک مخزن احتمالی مطرح هستند. انتقال از حیوان به انسان (زئونوز) می‌تواند از تماس مستقیم با خون، مایعات بدن، یا ضایعات پوستی یا مخاطی حیوانات آلوده رخ دهد. در آفریقا، شواهدی از عفونت ویروس آبله میمون در بسیاری از حیوانات از جمله سنجاب‌، موش صحرایی، گونه های مختلف میمون و غیره یافت شده است. خوردن گوشتی که به اندازه کافی پخته نشده و سایر محصولات حیوانی از حیوانات آلوده یک عامل خطر احتمالی است. افرادی که در مناطق جنگلی یا نزدیک آن زندگی می‌کنند ممکن است در معرض حیوانات آلوده غیرمستقیم یا در سطح پایین قرار بگیرند.

انتقال از انسان به انسان می تواند در اثر تماس نزدیک با ترشحات تنفسی، ضایعات پوستی فرد مبتلا یا اشیاء آلوده اخیر ایجاد شود. انتقال از طریق ذرات تنفسی معمولاً مستلزم تماس طولانی مدت چهره به چهره است که کارکنان بهداشتی، اعضای خانواده و سایر تماس‌های نزدیک موارد فعال را در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهد. انتقال همچنین می تواند از طریق تماس جنسی و همچنین از راه جفت از مادر به جنین (که می تواند منجر به آبله میمون مادرزادی شود) یا در طی تماس نزدیک در حین تولد و پس از آن رخ دهد.

علایم بالینی در انسان:

ویژگی‌های بالینی آبله میمون انسان بسیار شبیه آبله معمولی است. پس از یک دوره کمون 10 تا 14 روزه، بیماری پرودرمال همراه با تب، ضعف و تورم غدد لنفاوی در اکثر بیماران قبل از ایجاد راش مشاهده می‌شود. سایر علائم و نشانه‌های آبله میمون شامل لرز و/یا تعریق، سردرد، کمردرد، گلودرد، سرفه و تنگی نفس است. لنفادنوپاتی، که در 90 درصد بیماران واکسینه نشده مشاهده شده است، در بیماری آبله نیست و بنابراین به عنوان یک ویژگی اصلی متمایز کننده آبله میمون در نظر گرفته می‌شود. بزرگ شدن عقده‌های لنفاوی می‌تواند در نواحی زیر فکی و گردنی یا اینگوینال رخ دهد. دوره پرودرمال معمولاً 1 تا 3 روز قبل از بروز بثورات ماکولوپاپولار معمولی طول می‌کشد. در هفته اول بثورات بیمار عفونی تلقی می‌شود و باید تا زمانی که همه دلمه‌ها جدا شوند و نتایج PCR سواب گلو منفی شود، ایزوله شود. قطر متوسط ​​ضایعات پوستی 5/0 تا یک سانتی‌متر و پیشرفت بالینی بسیار شبیه به ضایعات آبله است. در طی یک دوره 2 تا 4 هفته‌ای، ضایعات از ماکول به پاپول، وزیکول و پوستول و سپس پوسته (پوسته پوسته شدن) پیشرفت می‌کنند. اگرچه بثورات عمدتاً از تنه شروع می شود، اما می‌تواند با یک توزیع محیطی به کف دست و کف پا گسترش یابد. ضایعات را می‌توان بر روی غشاهای مخاطی، در دهان و زبان و در اندام تناسلی مشاهده کرد. علاوه بر ضایعات پوستی، تظاهرات خارج از پوست، مانند عفونت ثانویه پوست و/یا بافت نرم (19٪ موارد)، پنومونیت (12٪)، عوارض چشمی (5٪ -4٪)، و آنسفالیت (<1٪) را می‌توان در بیماران آلوده به این ویروس مشاهده کرد. میزان مرگ و میر 10 درصد است و مرگ عموماً در هفته دوم بیماری رخ می‌دهد.

درموارد شدید ضایعات ممکن است قسمت‌های زیادی از پوست را از بین ببرند. با پیشرفت بیماری، ممکن است ویروس به مغز و نخاع رسیده و باعث التهاب مغز و نخاع، آسیب مغزی و مرگ شود.

پیشگیری و درمان:

واکسیناسیون همراه با یک برنامه نظارتی تهاجمی در نهایت منجر به ریشه کنی جهانی آبله شد. متاسفانه ریشه کنی آبله میمون به دلیل وجود مخزن حیوانی امکان پذیر نیست. با این حال، واکسیناسیون با ویروس واکسینیا (واکسن آبله) در برابر عفونت با این ویروس بسیار محافظت می‌کند؛ لذا واکسیناسیون قبل از مواجهه برای افرادی که در حال بررسی موارد آبله میمون حیوانی یا انسانی هستند، کارکنان مراقبت‌های بهداشتی که از بیماران مبتلا به آبله میمون مراقبت می‌کنند، کارکنان آزمایشگاهها که روی نمونه‌های محتمل حاوی ویروس کار می‌کنند و هر کسی که تماس مستقیم با حیوانات مشکوک آلوده به آبله میمون دارد، توصیه شده است. از نظر درمان پس از مواجهه، واکسیناسیون ظرف 4 روز پس از تماس نزدیک اولیه با یک مورد تایید شده آبله میمون توصیه می‌شود. با این حال، واکسیناسیون باید تا 14 روز پس از مواجهه در نظر گرفته شود. در حال حاضر هیچ داده‌ای در مورد اثربخشی ایمونوگلوبولین برای درمان آبله میمون انسان در دسترس نیست. با این حال، چنین درمانی ممکن است به عنوان یک پیشگیری کننده برای استفاده در یک فرد با نقص ایمنی شدید در عملکرد سلول‌های T که واکسیناسیون آبله برای آنها منع مصرف دارد، در نظر گرفته شود.

اپیدمیولوژی:

استعدادهای ژنتیکی ویروسی، ویروس آبله میمون را قادر می‌سازد تا بسیاری از گونه‌های جانوری را که در محدوده‌های جغرافیایی گسترده نشان داده شده‌اند، آلوده کند. ویروس آبله میمون زمانی محدود به مناطق خاصی از آفریقا بود، اما محیط آن در یک مورد به صورت بین قاره‌ای گسترش یافته است - که نشان می‌دهد عفونت‌های آبله میمون انسان می‌تواند همچنان تشدید شود. ویروس آبله میمون به عنوان یک عامل مشترک بین انسان و دام، از آنجایی که در جمعیت‌های حیوانات وحشی نگهداری می‌شود، به اقدامات معمول ریشه‌کنی بسیار کمتر حساس است. علاوه بر این، واکسیناسیون انسانی در حال تبدیل شدن به یک گزینه کمتر قابل دوام برای کنترل عفونت های ویروس آبله در جمعیت امروزی که به طور فزاینده ای دچار نقص ایمنی شده اند، به ویژه با ظهور HIV در جنوب صحرای آفریقا. افزایش فراوانی عفونت‌های ویروس آبله میمون، به ویژه در افراد دارای نقص ایمنی، ممکن است به ویروس آبله میمون اجازه دهد تا به طور مستقل در جمعیت‌های انسانی تکامل یافته و خود را حفظ کند. در عین حال هیچ مدرکی مبنی بر جهش ویروس آبله میمون وجود ندارد. ویروس‌های گروه آبله معمولاً پایدار بوده و تمایل به جهش ندارند.

سازمان جهانی بهداشت (WHO) اخیرا اعلام کرده است که آبله میمون را می‌توان در کشورهایی خارج از آفریقا که معمولاً این ویروس شناسایی نمی‌شود، مهار کرد. طبق آمارهای منتشر شده در اروپا، آمریکا و استرالیا بیش از ۱۰۰ مورد ابتلا به این ویروس ثبت شده است. مقامات بهداشتی پیش‌بینی می‌کنند که تعداد مبتلایان افزایش یابد ولی کارشناسان سازمان جهانی بهداشت می‌گویند خطر شیوع ویروس در سطح جهانی بسیار کم است. به گفته این سازمان، ویروس بیشتر در غرب آفریقا تشخیص داده شده است.

دامپزشکان و آبله میمون:

دامپزشکان باید تمام پستانداران مستعد ابتلا به آبله میمون را در نظر بگیرند و از نحوه انتقال بیماری از حیوانی به حیوان دیگر آگاه باشند. دامپزشکانی که تصمیم به درمان حیوانات مشکوک به آبله میمون دارند، باید از اقدامات احتیاطی کنترل عفونت برای محافظت از خود، کارکنان، مشتریان و همچنین سایر بیماران حیوانی در کلینیک استفاده کنند.

گزارش موارد مشکوک به سازمان‌های ذی‌ربط هم از مواردی است که همواره باید مد نظر قرار گرفته گیرد.

تظاهرات بیماری ممکن است در میان گونه‌های حیوانی متفاوت باشد. علائمی که در طول شیوع سال 2003 در ایالات متحده در سگ‌های چمنزار مشاهده شد شامل سرفه، سابقه تب، ورم ملتحمه، کمبود اشتها، علائم تنفسی و بثورات پوستی بود. علائم مشابهی نیز در پستانداران غیر انسانی مشاهده شده است که در مطالعات تحقیقاتی با ویروس آبله میمون به چالش کشیده شده‌اند. برخی از حیوانات ممکن است نوع خفیف‌تری از بیماری را با علائم کمتر تجربه کنند.

حیواناتی که مشکوک به آلودگی هستند، نباید اجازه ورود از محل انتظار کلینیک دامپزشکی را داشته باشند و همچنین نباید آنها را به اتاق درمان مشترک برد. تمام اقدامات درمانی و تشخیصی باید در اتاق معاینه انجام شود. تعداد کارکنان مجاز در اتاق امتحان و افرادی که با حیوان در تماس هستند، باید به کمترین تعداد ممکن محدود شود.

به نظر می‌رسد شایع‌ترین راه انتقال آبله میمون از حیوانات به انسان تماس مستقیم با حیوانات آلوده باشد. با این حال، امکان انتقال از طریق هوا را نمی‌توان نادیده گرفت. هنگام معاینه حیوانات مشکوک به آبله میمون، دامپزشکان و کارکنان باید از اقدامات احتیاطی زیر استفاده کنند:

بهداشت دست: پس از تماس با حیوان بیمار و سطوح آلوده، بهداشت دست را به درستی انجام دهید.

تجهیزات حفاظت فردی: برای هرگونه تماس با حیوان بیمار و سطوح آلوده از روپوش و دستکش استفاده کنید. اگر احتمال پاشش مایعات بدن وجود دارد، از محافظ چشم (مانند عینک های محکم یا محافظ صورت) استفاده کنید. برای ورود به اتاق معاینه یا ناحیه مراقبت از بیمار از محافظ تنفسی، از جمله ماسک یکبار مصرف فیلتر N95 یا سایر ماسک‌هایی که سطوح مشابهی از حفاظت تنفسی را ارائه می‌دهند، استفاده کنید. اگر ماسک‌های تنفسی N95 یا مشابه آن برای پرسنل دامپزشکی در دسترس نیست، باید از ماسک‌های جراحی برای محافظت در برابر انتقال از طریق تماس یا قطرات بزرگ استفاده شود. تجهیزات مراقبت از بیمار استفاده شده را به گونه‌ای مدیریت کنید که از آلودگی پوست و لباس جلوگیری شود.

دفع پسماند: پسماندهای آلوده را به طریق بهداشتی نگهداری و دفع کنید. پسماندها را در محل‌های دفن پسماند دفع نکنید. بستر حیوان، قفس، اسباب‌بازی‌ها، یا کاسه‌های آب و غذا را نباید در مخزن پسماند درمانگاه یا در محل دفن پسماند انداخت؛ زیرا این مواد ممکن است بالقوه عفونی باشد. اقلامی که قابل دفع نیستند باید طوری ضدعفونی شوند که گویی سطحی آلوده هستند.

نظافت محیطی: اطمینان حاصل کنید که روش‌هایی برای تمیز و ضد عفونی کردن سطوح آلوده محیطی وجود دارد. هر ماده شوینده-ضدعفونی کننده بیمارستانی تایید شده که در حال حاضر توسط مراکز بهداشتی درمانی برای بهداشت محیط استفاده می‌شود، می‌تواند استفاده شود. توصیه‌های سازنده برای رقیق سازی (به عنوان مثال غلظت)، زمان تماس و مراقبت در حمل باید رعایت شود.

شست و شوی لباس ها: لباس‌ها (مانند حوله و انواع پوشیدنی ها) را با آب داغ و مواد شوینده بشویید. ممکن است از ماشین لباسشویی استاندارد استفاده شود. استفاده از سفید کننده کلر در طول شستشو با آب گرم می‌تواند یک معیار ایمنی مضاعف را ایجاد کند. هنگام استفاده از لباس های کثیف باید مراقب باشید تا از تماس مستقیم با مواد آلوده جلوگیری شود. لباس‌های کثیف را نباید تکان داد یا به گونه‌ای رفتار کرد که ممکن است ذرات عفونی را پراکنده کند.

 

منابع:

https://www.who.int/health-topics/monkeypox#tab=tab_1

https://www.cdc.gov/poxvirus/monkeypox/veterinarian/index.html

Di Giulio, D. B., & Eckburg, P. B. (2004). Human monkeypox: an emerging zoonosis. The Lancet infectious diseases4(1), 15-25.

McCollum, A. M., & Damon, I. K. (2014). Human monkeypox. Clinical infectious diseases58(2), 260-267.

Parker, S., Nuara, A., Buller, R. M. L., & Schultz, D. A. (2007). Human monkeypox: an emerging zoonotic disease.

Weinstein, R. A., Nalca, A., Rimoin, A. W., Bavari, S., & Whitehouse, C. A. (2005). Reemergence of monkeypox: prevalence, diagnostics, and countermeasures. Clinical infectious diseases41(12), 1765-1771.